گرچه تغییرات اقلیمی و گرم شدن جهانی و آب و هوا، به شیوههای مختلف اثرات منفی روی زندگی ما میگذارند، اما در عین حال اثر مثبتی هم روی حمل و نقل دریایی میگذارند، در این میان چین، ظاهرا بیشتر سود را خواهد برد، چرا که کالاهای چینی میتوانند به جای مسیر معمولی که در آن کشتیها باید از اقبانوس هند و کانال سوئز گذر کنند تا به اروپا برسند، از معبر قطبی بگذرند.
همین هفته پیش که کشتیای متعلق به غول حمل و نقل دریایی چین -COSCO- بندر دالیان در شمال شرق چین را ترک کرد تا با پیمودن مسیر قطبی -معادل ۵۴۰۰ کیلومتر- در عرض ۳۰ روز به روتردام هلند برسد.

البته علیرغم گرم شدن آب و هوا، باز هم در طول یک سال، تنها ۴ ماه این معبر شمالی باز است، اما در همین بازه زمانی، کوتاه شدن مسیر به میزان ۱۲ تا ۱۵ روز کمک زیادی به حمل و نقل کالا بین چین و اروپا میکند.
اتحادیه اروپا، بزرگترین مقصد صادرات چین است، سال پیش این کشور ۳۸۵ میلیارد دلار صادرات به اروپا داشت.
برآورد میشود که بین ۵ تا ۱۵ درصد کل صادرات چین، بتواند از طریق این معبر شمالی صورت بگیرد.
ساخت سریع ترین ابر رایانه دنیا توسط چین با توان ۳۰ کوادریلیون محاسبه در ثانیه

اگر به خاطر داشته باشید، در آبان ۱۳۸۹ بود که چین با ساخت ابر رایانه Tianhe-1 با قدرت 2.5 پتافلاپ توانست صاحب سریع ترین سوپر کامپیوتر جهان شود. اما همان طور که در داستان «۲۵ سوپرکامپیوتر که تمام فضای سالن را پر می کنند» گفتیم، این قدرت نمایی دیری نپایید و پس از سوپر کامپیوتر ۱۰ پتافلاپی ژاپنی این آمریکایی ها بودند که با تیتان ۲۰ پتافلاپی خودقدرت را در دست گرفتند.
اما به نظر می رسد که چین هم بیکار ننشسته و این بار با Tianhe-2 قصد دارد جنگ سوپر کامپیوترها را ادامه دهد. این ابرکامپیوتر بیش از ۳ میلیون هسته پردازشگر داشته و توانسته عنوان قدرتمندترین ابر رایانه دنیا را در اختیار بگیرد. گفته می شود ابر رایانه چینی می تواند تا ۳۰کوادریلیون محاسبه را در هر ثانیه انجام دهد. قدرتی که به راحتی می تواند ماشین غول پیکر لابراتوار ملی Oak Ridge آمریکا (تیتان) را یک کوتوله ناتوان جلوه دهد. زیرا تیتان حداکثر توان انجام 17.59 کوادریلیون محاسبه در دقیقه را دارد.
گفته می شود طبق برنامه های اعلام شده، تنها سوپر کامپیوتر وزارت انرژی ایالات متحده قادر به رقابت با Tianhe-2 خواهد بود. که آن هم قرار است در سال ۲۰۱۶ آماده استفاده گردد. این ابر کامپیوتر Trinity نامگذاری شده است.
نکته جالب اینجا است که Tianhe-2 کاملا چینی است. این سوپر کامپیوتر از نسخه ویژه ای از لینوکس با نام Kylin استفاده می کند که توسط دانشگاه ملی تکنولوژی دفاعی چین تولید شده است. همچنین تجهیزات شبکه آن هم تولید چین هستند. پردازنده های مورد استفاده در این ابر رایانه هم توسط کارخانجات چینی تولید شده اند. در واقع، تنها بخش غیر چینی این کامپیوتر، ریزپردازنده های اینتلی هستند که برای بخش محاسبات ریاضی آن مورد استفاده قرار گرفته اند.
درست است که این چیپ های اینتلی بخشی حیاتی از سوپرکامپیوتر چینی هستند، اما مسئولان دانشگاه تکنولوژی دفاعی چین وعده داده اند کامپیوترهای آینده شان از چیپ های چینی به جای آن استفاده خواهند کرد. آنها می گویند: «ما در حال توسعه قطعات لازم در اینجا هستیم و سیستم آینده تماما چینی خواهد بود.»
این بدون شک برای کشوری که تا سال ۲۰۰۱ در لیست ۵۰۰ سوپر کامپیوتر برتر دنیا هیچ جایی نداشت، یک موفقیت چشم گیر و بسیار بزرگ محسوب می شود. و البته زنگ خطری برای آمریکا است که اروپا، ژاپن و چین به سرعت در حال پر کردن جایگاه های درون این لیست هستن
هزینه طراحی تازه وبسایت CNN: عدد باورنکردنی ۱۵ میلیون دلار!
شخصا سررشتهای از طراحی وب ندارم، اما مثل کسی که بازیکن فوتبال نیست، اما از «تیکی تاکا» لذت میبرد، همیشه هنگام وبگردی نگاهی به طراحیهای تازه میاندازم و سعی میکنم به صورت کلی استفاده از رنگها، فونتها، المانها، فناوریها و چینش و معماری مطالب را در ذهن مرور کنم.
به تازگی خبر تازهای در مورد طراحی سایت CNN خواندهام که فکر میکنم، برای طراحان وب میتواند جالب باشد:
روز چهارشنبه در جریان همایشی، رئیس CNN -جف زاکر- طراحی جدید CNN را رونمایی کرد، او تصریح کرد که آینده CNN را بیشتر در نسخه وبی و دیجیتالی آن میبینید تا نسخه سنتی تلویزیونی این خبرگزاری معتبر.
برای سر و سامان دادن به طراحی CNN، این خبرگزاری امسال ۱۵ میلیون دلار هزینه کرده است.
طراحی قبلی CNN از سال ۲۰۰۹ مورد استفاده قرار میگرفت، پوسته تازه تیرهتر است و از جهاتی شبیه پوسته سایت هافینگتون پست است.
در این طراحی، خبر اول به صورت برجسته و متمایز با یک عکس بزرگ در بالای صفحه قرار داده میشود، هر چقدر هم خبر مهمتر باشد، عکس یا ویدئوی آن بزرگتر کار میشود.

اگر خبر زیاد مهم نباشد، رنگ پشتزمینه تیره است، اما اگر خبر خیلی مهم باشد، مثل حادثه بمبگذاری در بوستون، از رنگ قرمز هم ممکن است استفاده باشد.
در زیر خبر اول، خبرهای دیگر به صورت شبیه سایت پینترست چیده میشوند. بعضی از این باکسها فقط عناوین خبرها را دارند و برخی هم حاوی عکس بندانگشتی یا ویدئو هستند.
میزان باید ماهانه از سایت CNN حدود ۴۲ میلیون است. اما یک چیز مهم در طراحی تازه، اهمیتی است که به کاربران موبایل داده شده است. برآوردها نشان میدهند ۳۹ درصد ترافیک کل CNN را کاربران موبایل تشکیل میدهند. پس طراجی تازه ریسپانسیو شده تا باعث رفاه کاربران موبایل شود.
علاوه بر این API خبرگزاری CNN هم منتشر شده است که اجازه انتشار اخبار را به صورت سهل و ساده در پلتفرمهای مختلف مورد استفاده میدهد، برنامههایی هم برای دسترسی دادن توسعهدهندههای ثالث به این API وجود دارد.
خب، من از انتشار این خبر هدفی داشتم:
برای من خیلی جالب است که رسانهها، روزنامهها و خبرگزاریهای بزرگ در غرب، باعث ایجاد تحول در طراحی وب میشوند.
بله! همه این رسانههای ثروتمند هستند و میتوانند بیمهابا خرج کنند، اما همه چیز پول نیست، خیلی وقتها ذهنیت مدیران ارشد و نوع نگاه آنها مهمتر است. من دیگر خسته شدم از بس نالیدم که روزنامهها و خبرگزاریها و سایتهای دولتی ما، وضعیت بهسامانی از نظر طراحی ندارند.
به نظر میرسد در این زمینه هیچ دلسوزی یا دغدغهای وجود ندارد و افراد شایسته در زمینه طراحی وب، به کلی از میدان به دور میمانند.
روزنامههای ما از راستترینها تا میانهرو و چپ، همگی تقریبا درد مشترکی دارند و آن هم عقبافتاده بودن طراحی آنهاست.
ما پرتوقع نیستیم و مثلا انتظار نداریم که روزنامه کیهان یا شرق به اندازه نیویورک تایمز، بتواند در زمینه طراحی وب در محیط داخل تأثیرگذار باشد، اما مثلا دوست داریم که چینش مطالب، فونت مورد استفاده و امکانات چندرسانهای بهتر شوند و سایتها ما را یاد دهه ۱۹۹۰ نیندازند! (لازم است به سایت خبرآنلاین اشاره کنم که در ابعاد داخلی، استانداردهای بسیار خوبی دارد و یک نمونه است.)
همان طور که در ابتدای پست نوشتم، من سررشتهای از طراحی وب ندارم، اما میتوانم به عنوان وبلاگنویسی که تجربه چندبار سفارش پوسته اختصاصی داشته است، برایتان بنویسم که مشکلات طراحی وب چندلایهای هستند، مثلا یک طرف مشکل هم برمیگردد با سلیقه و نوع کاربری بازدیدکنندگان ایرانی.
باید اعتراف کنیم که کاربران اینترنت در ایران، نوع رفتار توأم با تنبلی محض دارند، درست به همین خاطر است که در ایران خیلی وقتها بهتر است، به جای طراحیهای پیچیده، رو به طراحیها ساده بیاوریم و مطالب را به صورت «وبلاگی» بچینیم، یعنی اینکه به جای مرتب کردن اخبار در کتگوریهای مختلف، خیلی ساده ۴ خبر و مطلب تازه را به صورت کامل یا نزدیک به کامل در صفحه نخست قرار بدهیم، این طوری شانس خوانده شدن واقعی مطالب بالاتر میرود.
به نظر میرسد که به خاطر کندی اینترنت در ایران و برخی محدودیتهای بیدلیل، میزان بازدید کاربران اینترنت از سایتها و خبرگزاریهای با طراحی مدرن و امروزی، کم باشد.
من از یک تشبیه فوتبالی دیگر استفاده میکنم: در دهه شصت زمانی که فوتبالهای اروپایی را کمتر میدیدم، بازیهای تیمهای داخلی به نظرمان زیبا میآمد و ما گاهی تصور میکردیم که یک بازیکن معمولی، بسیار تکنیکی است و هوشمندانه بازی میکند، اما از زمانی که پخشهای زنده مرسوم شدند، ما به تدریج متوجه شدیم که فوتبال واقعی چیست.
در زمینه طراحی وب هم متأسفانه خیلی اوقات به نظر میرسد که هم کارفرما و هم طراح وب مجبور هستند که ذائقه خاص کاربر ایرانی را در نظر بگیرند، طراحیهای بیش از حد مدرن و انقلابی، برای کاربران ما مثل غذاهایی هستند که آنها قبلا در منوی هیچ رستورانی تجربه نکردهاند و به صورت متناقض باعث دافعه میشوند، تا جاذبه.
امیدوارم که خود طراحان وب دست به قلم بشوند و از زاویه دید خود مشکلاتشان را بیان کنند.
استاندارد جدید اینتل برای انتقال داده میان سرورها با سرعت 1.6 ترابیت بر ثانیه

شاید ارتباطات نوری در محاسبات کامپیوتری فناوری هایی پیشرومحسوب شوند، اما جالب است بدانید که آنها در اتاق های سرور پیر و قدیمی به حساب می آیند و تکنولوژی اتصال فیبر فعلی از دهه ۱۹۸۰ آغاز شده است.
در سال ۲۰۱۵ با یک بار شارژ تلفن هوشمندتان چندین هفته با آن کار خواهید کرد
به تازگی یک نوع فناوری جدید برای حافظههای رم معرفی شده است که برای ذخیره داده از شیوه کاملا متفاوت استفاده میکند. چرا باید این نوآوری برای شما مهم باشد؟ ساده است: فناوری جدید Crossbar باعث میشود تلفن هوشمندتان در سال ۲۰۱۵ یک ترابایت حافظه داشته باشد و بهویژه اگر با سایر نوآوریهای مربوط به تلفنهای هوشمند ترکیب شود، با تنها یک بار شارژ مدت زمان بسیار بیشتری برایتان کار خواهد کرد.

استارتاپ تراشه Crossbar نامش را پس از طراحی فناوری رم غیرهادی از این محصول گرفته است. این رم از میلههای ضخیم رسانا که روی هم قرار گرفته و در یک الگوی ضربدری پیچیده روی قطعه کوچکی از سیلیکون جای گرفتهاند، ساخته شده است. شیوه حقیقی عملکرد این حافظه با فناوری حافظهای که هماکنون در حال استفاده روی تلفن هوشمند شماست خیلی متفاوت است و با وجود اینکه فناوری فلش اوج چندین دهه تحقیقات و توسعه است، به سادگی در مقابل سیستم Crossbar شکست خورده است.
فناوری RRAM آن یک ترابایت حافظه غیر فرار (دادهها حتی با ایجاد مشکل برای باتری حفظ خواهند شد) را روی یک تراشه نیمهرسانا که اندازه آن تقریبا نصف اندازه تراشهها در حافظه فلش هستند ذخیره میکند، بدین معنا که اندازه این تراشهها با ابعاد تراشههای موجود در تلفنهای هوشمند فعلی سازگار است. به علاوع RRAM میتواند با سرعتی ۲۰ برابر بیشتر از حافظه فلش اطلاعات ذخیرهشده را بخواند و گفته میشود عمر این تراشه از رقیبش که با مرور زمان و با استفاده مداوم از مداراتش کند میشود، ۱۰ برابر بیشتر است. به علاوه میگویند این تراشه برای انجام عملیات خواندن و نوشتن داده ۲۰ برابر کمتر باتری مصرف میکند.
این رویاپردازی و یا تحقیقات پیش از ابداع محصولی که تا تولیدش سالها راه باشد نیست: Crossbar میگوید میتواند با استفاده از نسل تراشهها با ساختار تعدیل نشده فعلی، دستگاههای کارآمد بسازد. ابداعات اخیر در طراحی صفحه نمایش، پردازنده موبایل و طراحی بیسیم، فناوری باتری و حتی فناوری سلولهای خورشیدی شفاف میتوانند به سادگی با سیستم RRAM تلفیق شوند و موجب ساخت تلفنهای هوشمندی با قابلیت مصرف باتری کمتر شوند. در حالی که مدت زمان نگهداری باتری میانگین در تلفنهای هوشمند تنها یک روز پیش از نیاز به شارژ مجدد است، شواهد امر حاکی از آن است که در چند سال آینده فناوری پیشرفت خواهد کرد و تنها با یکبار شارژ باتری، تلفنهای هوشمند روزها کار خواهند کرد.
به نظر شما فناوری Crossbar میتواند در ۲۰۱۵ بزرگترین ایراد تلفنهای هوشمند فعلی را برطرف کند یا فعلا همه این داستانها را یک رویا تصور میکنید؟
محققان بر این باورند که از پی شهاب سنگ سقوط کرده در روسیه، تهدید بزرگتری در راه است

اختر شناسان هشدار دادند شهاب سنگی که امسال در شهر چلیابینسک در روسیهسقوط کرد احتمالاً اخطاری از جانب فضا بوده. مطالعات دانشمندان نشان می دهد این سنگ فضایی شاید علامتی باشد از احتمال خطری بزرگتر که زمین را تهدید می کند. به گفته آنان ممکن است تا ۲۰ شهاب آسمانی دیگر به سمت کره زمین در حرکت باشد.
از سمت مدیرعاملی مایکروسافت کنارهگیری میکند
شرکت مایکروسافت دقایقی پیش اعلام کرد که استیو بالمر، مدیرعامل این مجموعه قصد دارد تا خود را بازنشسته کند و سکان مدیریت این کمپانی بزرگ را به دست شخص تازهای بسپارد. بالمر قرار است طی یک برنامه ۱۲ ماهه از این سمت کنارهگیری کند و در این مدت، هیئت مدیره مایکروسافت مشغول پیدا کردن مدیر جدیدی به جای بالمر خواهد بود.

استیو بالمر یکی از با سابقهترین مدیران مایکروسافت است که بیش از ۳۳ سال است در این شرکت مشغول فعالیت است.
بالمر دلیل بازنشست شدن خود را استراتژیهای جدید این شرکت و مجموعه سازمانی مایکروسافت اعلام کرده است و گفتته است که الآن زمان مناسبی برای جایگزین شدن مدیر جدیدی به جای اوست.
مدتی پس از اعلام خبر بازنشست شدن بالمر، سهام مایکروسافت رشد تصاعدی داشت و این قضیه نشان میدهد که رفتن او میتواند امید موفقیتهای دوباره این شرکت را در حوزههای مختلف کاری برای مایکرسافت به همراه داشته باشد.
فیس بوک! شبکه اجتماعی یا ابزار جاسوسی؟
اکثر شما کم و بیش با فیس بوک آشنایی دارید. سایتی به بنیان گذاری مارک زاکربرگ که در سال 2004 تاسیس شد و هدف آن به اشتراک گذاشتن تصاویر، فیلم و اطلاعات بین دوستان بود. این شبکه در حال حاضر بیش از یک میلیارد عضو دارد که بیش از 70 درصد آن در خارج از ایالات متحده هستند. موسس این شرکت در سال 2010 استعفا داد تا جوانترین بازنشسته میلیاردر دنیا در سن 26 سالگی شود. در سالهای اخیر بسیاری از کاربران ایرانی در این وب سایت ثبت نام نمودهاند و به گمان خود که اطلاعات شخصی سازی میشود و قابلیت مخفی شدن از دید عموم را دارند، اقدام به انتشار اطلاعات و تصاویر شخصی خود نمایند. اما با افشاگریهای جدید و تکان دهنده ادوارد استون و کاترین لوسه و همچنین تایید مارک زاکربرگ مبنی بر در اختیار قرار دادن تمامی اطلاعات فیس بوکی (شامل آدرس و پسورد) افراد به سازمانهای جاسوس مانند NSA، این سوال پیش میآید که آیا فعالیت در این سایت امن است یا نا امن؟

آمار جدید در ابتدای سال 2013 نشان میدهد که تعداد کاربران ایرانی فیس بوک حدود 13 تا 18 میلیون نفر بوده که از این تعداد 2 میلیون نفر به طور حرفهای و فعال در این سایت عضو هستند. این اعداد عمق فاجعه را نشان میدهد. حدود 18 میلیون ایرانی که تمامی اطلاعات شخصی آنها در اختیار سازمانهای جاسوسی دنیاست! شاید از خودتان این سوال را بپرسید که اطلاعات من به چه کار سازمان جاسوسی میآید؟ من که فرد مهمی نیستم! من فقط یک کارمند ساده هستم! طبق آمار20 درصد افرادی که در فیس بوک عضویت دارند، از پسورد مشابهی برای حسابهای خود استفاده میکنند. این حسابها ممکن است ایمیل یا اکانت توئیتر شما باشد، در نقطه بحرانیتر ممکن است رمز VPN یا سرور شرکت شما باشد. یعنی یک سازمان جاسوسی به راحتی به سیستم شرکت شما نفوذ میکند بدون آنکه متوجه شوید. کاترین لوسه که در ابتدای ورود به این شرکت، کارمند بخش مشتریان بوده است، میگوید: من از آن زمان که در قسمت خدماتی کار میکردم به یک ابر پسورد (Master Password) دسترسی داشتم که با آن به تمامی اطلاعات کاربران دسترسی پیدا میکردم. سوال اینجاست که این ابر پسورد وقتی میتواند به یک کارمند بخش خدماتی داده شود، چرا به سازمانهای جاسوسی فروخته نشود؟ به نظر میرسد با افشاگریهای اخیر، فیس بوک با چالش بزرگی جهت جلب اطمینان کاربران خود مواجه شود. به نظر شما فیس بوک در ایران تا چه حد امن است و فعالیت در این شبکه تا چه حد عاقلانه است؟ آیا شما هم مثل بسیاری از افراد این موضوع را به تمسخر میگیرید و خیلی ساده از کنار آن میگذرید؟ قضاوت با شماست، اما احساس خطر در قبال حریم خصوصی خود یک موضوع جدی است، حتما در این مورد تامل بیشتری کنید.
ماشین چهرهخوان میتواند بگوید شادید یا حوصلهتان سر رفته
Posted: 23 Aug 2013 05:29 AM PDT
کسی هست که بتواند شما را مثل یک کتاب بخواند؟ اگر پاسختان مثبت است توصیه ما به شما این است که بیخیال استفاده از وبکمهای نسل آینده شوید، چرا که گونه جدیدی از فناوری توسعه یافته و در حال آزمایش است، که گفته میشود قادر است بر اساس حالات چهرهتان بگوید خوشحالید، غمگین هستید، حوصلهتان سر رفته و یا مشتاقید.

با این فناوری خاص، شرکتها قادر خواهند بود عکسالعمل شما را در مورد تبلیغات آنلاین بررسی کرده و از این طریق اطلاعات مختصری به دست آورند.
این شکل از ردیابی بیومتریک برای ثبت حالات چهره افراد بر یک وبکم استاندارد متکی است، البته پیش از پردازش حالات چهره و ارسال نتایج به آن شرکتها از شما کسب اجازه خواهد شد. این فناوری در حال حاضر مشغول بررسی این موضوع است که عکسالعمل داوطلبین نسبت به کمپینهای تبلیغاتی پرهزینه چیست تا بدین ترتیب بتوانند درست پیش از عرضه آن تغییرات لازم دقیقه نودی را اعمال نمایند. حتی BBC برای برنامه You & Your رادیو ۴ یک آزمایش غیر رسمی با شرکت توسعهدهنده این فناوری؛ Realeyes انجام داده و احساسات ۱۵۰ نفر از شنوندگان این رادیو را بررسی نموده و به نتایج جالبی رسیده است. موضوع این است که آیا الگوریتمی که احساسات فرد را تفسیر میکند در بلندمدت نیز جواب خواهد داد؟

گالیلئو گالیله
گالیلئو گالیله در سال 1564 در شهر پیزا واقع در ایتالیا متولد شد. وی تا سن 19 سالگی، تمام مطالعات خود را بر ادبیات متمرکز کرده بود، تا اينکه روزی در یکی از مراسم مذهبی کلیسا، نوسان چهل چراغی که در بالای سرش بود، توجه او را جلب نمود. او هنگام مشاهده متوجه شد که اگرچه دامنه نوسان هربار کوتاهتر می شود، لیکن زمان نوسان همواره ثابت باقی می ماند. شاید اغلب انسانها در این مشاهده چیز خاصی را نمی یافتند، ولی گالیله از روح کنجکاو و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود. او از آن لحظه شروع به اجرای یک رشته آزمایشهای عملی کرد. به این ترتیب که وزنه هایی را به یک ریسمان بست و از محلی آویزان نمود و آنها را به این سو و آن سو به نوسان درآورد. در آن زمان، هنوز ساعتهای دقیق با عقربه ثانیه شمار وجود نداشت و بنابراین، گالیله برای اندازه گیری زمان حرکت وزنه های آویزان و در حال نوسان، از ضربات نبض خود استفاده مي كرد. او به اين نتيجه رسيد که مشاهداتش در کلیسای جامع پیزا صحت دارد. اگر چه دامنه نوسان هر بار کوتاهتر می شد، اما هر نوسان، زماني مشابه با نوسانهای قبلی را در بر می گرفت. به این ترتیب، گالیله قانون آونگ را کشف کرد. امروزه قانون آونگ گالیله همچنان در امور گوناگون به کار می رود. مثلاً برای اندازه گیری حرکات ستارگان و یا مهار روند کار ساعتها از این قانون استفاده می کنند. آزمایشهای او درباره آونگ، آغاز فیزیک دینامیک جدید بود؛ واکنشی که قوانین حرکت و نیروهایی که باعث حرکت می شوند را در بر می گیرد. گالیله در سال 1588 در دانشگاه پیزا مدرک دکتری (استادی) گرفت و در همانجا به تدریس ریاضیات مشغول شد.
او در سن 25 سالگی، دومین کشف بزرگ علمی خود را به انجام رسانید؛ کشفی که باعث از بین رفتن یک نظریه به جا مانده دو هزار ساله شد و دشمنان زیادی برایش آفرید. در دوران گالیله، بخش بزرگي از علوم بر اساس فرضیه های فیلسوف بزرگ یوناني- ارسطو که در قرن 4 پیش از میلاد می زیست- بنا شده بود. اثر او به عنوان مرجع و سرچشمه تمامی علوم به شمار می آمد. هر کس که به یکی از قانونها و قواعد ارسطو شک می کرد، انسان کامل و عاقلی به شمار نمی آمد. یکی از قواعد ارسطو، طرح این ادعا بود که اجسام سنگین، تندتر از اجسام سبک سقوط می کنند. گالیله ادعا می کرد که این قاعده اشتباه است؛ به طوری که می گویند او برای اثبات این خطا از استادان هم دانشگاهی خود دعوت به عمل آورد تا به همراه او به بالاترین طبقه برج مایل پیزا بروند. گالیله دو گلوله توپ یکی به وزن 5 کیلو و دیگری به وزن نیم کیلو با خود برداشت و از فراز برج پیزا هر دو گلوله را به طور همزمان به پایین رها کرد. تمام حاضران در صحنه در کمال شگفتی مشاهده کردند که هر دو گلوله به طور همزمان به زمین رسیدند. به این ترتیب، گاليله یک قانون مهم فیزیکی را کشف کرد (سرعت سقوط اجسام به وزن آنها بستگی ندارد ).
زمانيكه گالیله مشغول مطالعه بود، ناگهان شایع شد که در سوئیس عدسیها را با هم ترکیب کرده اند و توانسته اند اجسام را از مسافت هاي دور مشاهده نمایند. از این موضوع اطلاع صحيحي در دست نیست، ولی اینطور مشهور است که زاخاری یانسن که در میدلبورک عینک ساز بود، اولین دوربین نزدیک کننده اشیاء را بین سالهای 1590 و 1609 ساخته است، ولی عینک ساز دیگری بنام هانس یپرشی اختراع او را با تردستی از او ربوده و در اکتبر 1608 امتیاز آن را به نام خود ثبت می نماید. در اين زمان، گالیله هم موفق به ساختن دوربین مشابهی گردید كه قدرت زیادی نداشت. اما مطلب مهم این بود که اصل اختراع کشف شده بود و ساختن دوربین قوی تر فقط کار فنی بود. این دوربین به رئیس حکومت ونیز تقدیم شد و در کنار ناقوس سن مارک قرار گرفت. سناتورها و تجار ثروتمند در پشت دوربین قرار گرفتند و همگی دچار حیرت و تعجب شدند؛ چرا كه خروج مؤمنین از کلیسای مجاور و همچنين کشتی هایی که در دورترین نقاط افق در حرکت بودند را مشاهده نمودند. گالیله فوراً دوربین را به طرف آسمان متوجه ساخت. مشاهده مناظری که تا آن زمان هیچ چشمی قادر به تماشای آن نبود، شور و شعف فراواني در وي به وجود آورد. گالیله مشاهده نمود که ماه بر خلاف گفته ارسطو که آن را کره ای صاف و صیقلی می دانست، پوشیده از کوه ها و دره هایی است که نور خورشید آنها را بيشتر مشخص می سازد. به علاوه ملاحظه نمود که چهار قمر کوچک به دور سیاره مشتری در حرکت هستند و بالاخره لکه های خورشید را به چشم دید. اين دانشمند بزرگ در سال 1610 تمام این نتایج را در قالب کتابي به نام « قاصد آسمان» منتشر نمود که موجب تحسین و تمجید بسیار گشت. انتشار اين کتاب تنها تحسین و تمجید به همراه نداشت ، بلکه جمعی از مردم، عليه او اعتراض کردند و از او می پرسیدند كه چرا تعداد سیارات را 7 نمی داند و حال آنکه تعداد فلزات 7 است و شمعدان معبد 7 شاخه دارد و در کله آدمی 7 سوراخ موجود است. گالیله در جواب تمام سؤالات فقط مي گفت، با چشم خود در دوربین نگاه کنید تا اشتباه شما برطرف شود.
گاليله بر مبناي مشاهدات و پژوهش هاي خود، فرضیه های علمی را که بر اساس آنها، زمین در مرکزیت عالم قرار داشت و خورشید و ستارگان به دور آن می گشتند، مردود شمرد. نزدیک به نیم قرن پیش از آن، کوپرنیک اثر بزرگ خود را- که طی آن ثابت کرد خورشید در مرکز دستگاه ستاره ای ما نیست و زمین و سیاره ها به دور آن می گردند- در معرض اذهان عموم قرار داده بود. این فرضیه کوپرنیک مورد لعن و نفرین کلیسا قرار گرفت و زمانی که گالیله آشکارا اعلام داشت که این فرضیه صحت دارد و او با آن موافق است ، نظریه کوپرنیک بدست فراموشی سپرده شده بود. اعلامیه گالیله، اعتراضات شدیدي را برانگیخت. فرضیه کوپرنیک بار ديگر از سوي روحانیون عالی مقام کلیسای کاتولیک به شدت محکوم گرديد. گالیله با شخصیت های بزرگی مانند کاردینال بلارین و کاردینال باربرینی سابقه دوستی داشت که از او حمایت می کردند، ولي روحانیون برای هر چیز غیر از کتاب مقدس و ارسطو ارزش قائل نبودند و کلیسا هرگز اجازه نمی داد که یک فرد غیر روحانی، کتاب مقدس را مطابق میل خود تغییر دهد. طبعاً گاليله می بایست محکوم شود و حتی اگر خود پاپ هم از صمیم قلب به نظرات کوپرنیک اعتقاد داشت، محاکمه گالیله و محکومیت او اجتناب ناپذیر مي نمود. در سال 1632 که دوست کاردینال باربرینی بنام اوربن هفتم به مقام پاپ رسيد، از موقعیت استفاده کرد و ضربت بزرگی را وارد نمود. وی کتابی به زبان ایتالیایی منتشر کرد که در آن سه نفر مشغول گفتگو بودند. یکی از آنها بطلمیوس و دو نفر دیگر از کوپرنیک دفاع می کردند. با انتشار این کتاب، خشم و غضب روحانیون چندين برابر گشت و بدتر از همه اینکه، برای شخص پاپ این سوء تفاهم ایجاد شد که شخص ابله و احمقی كه در مکالمات از بطلمیوس دفاع می کند، خود اوست. گالیله را به رم احضار کردند و او را در منزل یکی از اعضای عالی رتبه دیوان تفتیش عقاید جای دادند. در روز 20 ماه ژوئن 1633 محکوم را به آنجا احضار کردند و در 22 ژوئن وادارش نمودند که توبه نامه زیر را امضاء کند :
«در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می کنم، توبه كرده و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می کنم و آنرا منفور و مطرود می نمایم».
وي بعد از محاکمه در منزل دوستش پیکولومینی اسقف شهر سین محبوس شد، ولی بعد از مدتی به او اجازه داده شد تا در خانه ییلاقی خود واقع در آرستری اقامت کند.
گالیله تا زمان مرگ، بر اعتقاد خویش پا برجا ماند. او به طور پنهانی به آزمایشهای تجربی خود ادامه داد و پیش از آنکه در سال 1642 در آستری واقع در حومه فلورانس، دار فانی را وداع گوید، دو کتاب ارزشمند دیگر را نیز به رشته تحریر درآورد. آثار او در سال 1835 از سوی کلیسای کاتولیک از لیست سیاه ( لیست کتابهای ممنوعه ) خارج شد و اجازه انتشار یافت. امروزه ما به گالیله به عنوان یک پژوهشگر سخت کوش که بشریت بسیار به او مدیون است، احترام می گذاریم. او به جهانيان آموخت که یک دانشمند باید اين آزادی را داشته باشد تا نظریه هایی را که اشتباه هستند، نقد کند و نظریه های جدیدی را بنیان گذارد.
منابع : http://www.rahpoo.com
